سلامت روانی و کیفیت زندگی زناشویی (جنسی)


 رابطه بین سلامت روان و روابط جنسی، رابطه‌ای متقابل و دوسویه است. به این شکل که ارضای نیاز جنسی برای زن و شوهر ، آرامش، آسایش و خشنودی و رضایت فراهم می‌سازد و از سوی دیگر، فردی(زن یا شوهری) که از نظر مؤلفه‌های سلامت روانی (یعنی نداشتن یا کم‌داشتن اضطراب و نگرانی، احساس مسئولیت شخصی و اجتماعی، رضایت از زندگی، وجود هیجان‌های مثبت و…) وضعیت بهتری دارد، روابط جنسی خشنودکننده‌تری دارد.

به گزارش تاپ نایس و به نقل از سپیده دانایی؛ به تعبیر اریک برن، نظریه‌پرداز تحلیل تبادلی در کتاب «روابط جنسی، انسان» متکامل به شکلی عمل کرده تا چیزی را که مرد نیاز دارد، زن داشته باشد و آنچه را که زن میخواهد، مرد و این در مجموع در جهت بهباشی و آسایش روانی هردوی آنهاست.

سلامت روانی در روابط جنسی در یک کلام به مؤلفه‌ها و اجزایی میپردازد که سازمان جهانی بهداشت در تعریف خود از سلامتی جنسی آورده است:

سلامت روانی جنسی

سلامتی جنسی

سازمان جهانی بهداشت در سال 2002 جلسهای را در ژنو و با حضور صاحبنظران و متخصصان فن تشکیل داد تا در زمینة سه موضوع مهم (جنس) Sex، (امور جنسی) sexual و سلامت جنسی (sexual health) به تبادل نظر بپردازند و در مورد آنها به وحدت نظر برسند. در این جلسه تعریفی که در نهایت از سلامت جنسی شد، چنین است:

«حالت آسایش جسمی، عاطفی، روانی و اجتماعی مرتبط با فعالیتهای جنسی؛ این حالت صرفاً با نداشتن بیماری، اختلال یا مشکل جنسی یکی نیست [بلکه] سلامت جنسی مستلزم نگاهی مثبت و احترام آمیز به روابط جنسی و نیز داشتن تجربه های لذتبخش و ایمن جنسی و به دور از هرگونه تبعیض است و در حفظ آن، حقوق هر دو طرف باید محترم شمرده شده، از آن محافظت گردد و این حقوق تأمین شوند.»

این تعریف از سلامت جنسی دقیقاً با نگاهی که به سلامت روانی در امور جنسی میشود، مترادف و یکسان است. توجه به این تعریف نشان دهندة یک نکته مهم و عمیق است که از نظر سلامت روانی باید به آن تأکید کرد: اهمیت روابط متقابل مثبت (یا همان روابط میان فردی مثبت).

یکی از شاخص های یک رابطه جنسی که در خدمت سلامت روانی است، آن است که افراد پس از آن احساس لذت و رضایت داشته و دچار احساس گناه و اضطراب و نقص و کمبود نشوند. بررسی ها نشان میدهد که رضایت جنسی حاصل از چنین رابطهای حتی میتواند در سلامتی بدنی و طول عمر بیشتر افراد مؤثر باشد که در ادامه به آن اشاره میشود.

بسیاری از زن و شوهرها به غلط گمان میکنند که عملکرد جنسی جریانی خودکار و خود به خود است که برای آن فقط کافی است در آنها (زن و شوهر) میلی وجود داشته باشد.

از همین رو بدون توجه به شرایط روانشناختی و جسمانی و محیطی مؤثر، به فعالیت جنسی میپردازند. البته میتوان به رابطه جنسی بر پایة صرف میل هم اقدام کرد و شاید بتوان یکی از انواع «رابطه جنسی از نوع بهائم (حیوانات)» را که دراحادیث و روایات دینی آمده، همین شکل رابطه دانست؛ رابطهای بدون توجه به عاملهای زیستی، روانی و متغیرهای مثبت میانفردی (مثل محبت، عشق آگاهانه و….). همانطور که گفته شد، برای ایجاد هر رابطه جنسی سالم و درست، روابط میان فردی مثبت و عاملهای محیطی ضرورت دارند. در یک روش درمان اختلالات جنسی که به «مدیریت محرکها» معروف است، برهمین عاملها که در سلامت روانی جنسی حائز اهمیت اند، تأکید میشود. در این روش، برای ایجاد شرایطی تلاش میشود که به عملکرد جنسی سلامت بینجامد.

در این نکته که عوامل متعدد زیستی، روانی و اجتماعی بر چگونگی عملکرد جنسی تأثیر میگذارند، تردید نیست. در هریک از این حیطه ها عاملهای مثبت و منفی زیادی بر هم، و بر وضعیت جنسی شخص اثر میگذارند( تعامل میکنند).

عاملهای مثبت و منفی مؤثر بر سلامت جنسی – به نقل از کتاب راهنمای درمان ناتوانیهای جنسی، ترجمة نیسان گاهان ( زیر چاپ، انتشارات رشد).

یکی از روشهایی که زن و شوهر برای سلامت جنسی خود میتوانند انجام دهند، آن است که فهرستی از شرایط یا عاملهای مثبت اثرگذار بر خود را تهیه کنند.

برای مثال، هر یک میتوانند فضا و محیط، وقت دلخواه روز، خلق و خوی خود و همسر یا شرایط دلخواه محیطی (مانند نوع موسیقی خاصی که دوست دارند یا دکورخاص اتاق یا …) را مشخص کنند. سپس میتوانند تعداد عاملهای مثبت در هر بار رابطه جنسی را بیشتر و از عوامل منفی کم کنند.

ارضای جنسی و سلامت جسمی و روانی

سه متخصص روانشناس در کتابی با نام اوج لذت جنسی (ارگاسم) که در سال 2006 از سوی دانشگاه جان هاپکینز منتشر شد، در فصلی با عنوان «آیا لذت جنسی برای سلامتی خوب است؟» با اشاره به بررسیهای انجام شده نکات جالبی را آورده اند که اشاره به بعضی از آنها آموزنده است:

در یک بررسی طولی از 1979تا 1983 در بریتانیا، مشخص شد خطر مرگ و میر در کسانی که رابطه جنسی بیشتری داشته و به اوج تجربة جنسی رسیده اند، 50درصد کمتر از گروه گواه بود. در این بررسی منظور از رابطه جنسی، رسیدن به اوج لذت جنسی دو یا سه بار در هفته بوده است(در مقایسه با مردانی که کمتر از یک بار رابطه جنسی در ماه داشته اند).

در بررسی دیگری در 1998، بین رابطه جنسی و کاهش خطر بیماریهای قلبی رابطهای دیده شد. محققان نتیجه گرفته اند علت احتمالی آن است که طی تجربه جنسی، هورمونی در خون رها میشود که خطر بیماریهای قلبی را کم میکند.

حتی محققان نقش رابطه جنسی و رسیدن به اوج لذت جنسی و تعدیل استرس را هم بررسی کردهاند. در این بررسیها دیده شده که در هنگام رابطه جنسی، هورمون اکسیتوسین ترشح میشود که این هورمون یکی از هورمونهای اصلی در سازگاری و مقابله با فشارها و استرس های روانی است.

به همین دلیل نتیجه گرفتهاند کسانی که رابطه جنسی سالمی دارند، از نظر سلامت روانی و تأثیرپذیری کمتر از استرسها، وضعیت بهتری دارند. در هرحال آنچه بررسی شد تنها بخشی از مجموعة عظیمی از یافته های علمی مربوط به سلامت روانی و سلامت جنسی بود که صرفاً هم از یک نگاه به موضوع پرداخته است.

شاید همین مجموعه عظیم علمی بوده که کریستوفرپترسون، روانشناس مثبتگرای معاصر را به این نتیجه گیری رسانده که دفعات بیشتر رابطه جنسی، با شادکامی و رضایت بیشتر از زندگی مربوط و همبسته است(به کتاب مقدمات روانشناسی مثبتگرا منتشر شده به سال 2006 مراجعه شود).

شاید این مطالب را هم دوست داشته باشید